به مکتب عاشورا خوش آمدید

انتظارم می‌کُشد، یادی ز ما کن یا حسین
درد هجران را به وصل خود دوا کن یا حسین

گرچه دورم، بر نگاه دلنشینت جان دهم
کوفه را با یک نظر چون کربلا کن یا حسین

بی‌نیازی گرچه از من، من به تو دارم نیاز
پادشاهی، یک نگه بر این گدا کن یا حسین

در حریم کعبه می‌گردی چو ای سیمرغ عشق
عبد سرگردان خود را هم دعا کن یا حسین

عید قربان است فردا و منم قربانی‌ات
چون که دارم صبر، امروزم فدا کن یا حسین

چون که دور افتاده‌ام، ای زائر بیت‌الحرام 
بام قصر کوفه را کوه منی کن یا حسین

مهربانی از دو سر، دارد چو لذت بیشتر
دیر شد احضار من، نامم صدا کن یا حسین

آیم از شوق تو با سر، چون که پابندم به عشق
پای بر فرقم بنه، کامم روا کن یا حسین

چون «حسان» بسیار می‌باشد گدای در گهت
جمله را با یک نظر از غم رها کن یا حسین

دارم اندر ذمه‌ام حق خدا و خلق او
خود به فضل خویشتن، دینم ادا کن یا حسین


 



نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/٩/۱٠ توسط محمد هادی مرادی

باز محرّم رسید ماه عزای حسین                        سینه ما می‌شود کرب و بلای حسین
کاش خدا قستم رزق حلالی کند                        تا که توانم کنم خرج عزای حسین
کاش که ترکم شود غفلت و جرم و گناه                تا که بگیرم صفا من ز صفای حسین
هرکه عزدار اوست شیعه و غمخوار اوست            ناله او می‌دهد سوز صدای حسین
مادر او فاطمه خوب دعا می‌کند                          هرکه بریزد ز چشم اشک برای حسین
اشک عطای خداست هدیه خیرالنساست            نیست کسی لایقش غیر گدای حسین
ماه محرم کند جامعه را زیر و رو                         جمله جوانان شوند مست ولای حسین
بهتر از این گریه‌ها نیست سلاحی به دست         تا که بماند بپا دین خدای حسین


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/٩/٩ توسط محمد هادی مرادی

فرا رسیدن ماه پیروزی خون بر شمشیر برای عاشقان ابی عبدالله تسلیت باد


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/٩/۸ توسط محمد هادی مرادی

دست حق حیدر کرار علی                 شیر حق حجت دادار علی

مخزن و معدن اسرار علی                 سید و سرور و سالار علی

جان به قربان جمالت مولا                  کی رسم من به وصالت مولا

چه بگویم که جه ها کرد عدو              آتش کینه به پا کرد عدو

ای خدا شیعه دلش محزون است       از غم عشق علی مجنون است

این همان ماتم عظمی باشد             سحر آخر مولا باشد

میزبان زینب کبری باشد                   او نوازش گر بابا باشد

زیر لب زمزمه دارد زینب                    که دگر آخر کار است امشب

تا علی گشت برون از خانه               عالمی شد ز غمش غمخانه

شد علی شمع و همه پروانه            خیل مرغان ز پی اش مستانه

می سرودند به صد آه و نوا                  مرو امشب تو مسجد مولا

مسجد کوفه پر از غوغا شد              گوئیا روز جزا بر پا شد

سند قتل علی امضاء شد                پر ز اندوه دل زهرا شد

تا که آمد ز شهادت خبرش               بست تکبیر نماز سحرش

حیدر از تیغ جفا شد بیتاب                رفت از هوش میان محراب

رنگ خورشید علی شد مهتاب          چهره اش در یم خون گشت خضاب

ضربه تیغ اگر کاری بود                      ذکر مولا به لبش جاری بود

بنده مدیر وبلاک از همه دوستان التماس دعآ دارم

 


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/٦/۳ توسط محمد هادی مرادی

من کویرم لب من تشنه ی باران علی ست

این لب تشنه ی پر شور، غزلخوان علی ست

این که گسترده تر از وسعت آفاق شده است

به یقین سفره ی گسترده ی دامان علی ست

منّت نان و نمک نیست سر سفره ی او

پس خوشا آن که در این دنیا مهمان علی ست

 

آتش اشکی اگر در غزلم شعله ور است

بی گمان قطره ای از درد فراوان علی ست

لحظه ای پرتو حسنش ز تجلی دم زد

که جهان، آینه در آینه حیران علی ست

کعبه یکبار دهان را به سخن وا کرده است

تا بدانیم کلید در این خانه علی ست

از دم صبح ازل نام علی را می خواند

دل که تا شام ابد دست به دامان علی ست


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/٦/۳ توسط محمد هادی مرادی

به زخم فرق تو نازد خدای داد گرت
که گشت آب وضوی نماز خون سرت
نشست تیغ به فرق سرت چهار انگشت
درست وقت دعا جای سجده شد سپرت

 

ستارگان همه تا صبح گریه می کردند
به لحظه های مناجات و گریه سحرت
به فرق پاک تو یک زخم را همه دیدند
چه زخم ها که ندیدند و بود بر جگرت
چه سال ها که عزا دار همسرت بودی
به دیده اشک عزا بود و بر جگر شررت
زدشمنان چه بگویم که با تو چون کردند
شکست روز و شب از جهل دوستان کمرت
خبر نداشت کسی از غم دلت ، یک عمر
سکوت کردی و می سوخت پای تا به سرت
تو آن همای همیشه بلند پروازی
که با شهادت زهرا سلام الله علیها شکست بال و پرت
ستاده اند ملایک به پیشواز، ولی
نشسته اند یتیمان کوفه منتظرت
ز هوش رفتی و افتادی و همه دیدند
که شسته شد سرت از اشک دیدة پسرت
تمام عمر ز وصف تو دم زند "میثم"
به این امید که فردا نیفتد از نظرت


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/٥/۳۱ توسط محمد هادی مرادی

ای ابر مرد عالم خلقت
رکن ارکان محکم خلقت
ای ولی خدا و جان رسول
پدر کل دودمان رسول

 

وصفت این بس که ذات لم یزلی
گفت اعلا منم، علی است علی
روح تو روح احمد است علی
تو محمد ، محمد است علی
این شنیدم چو خواجة لولاک
به سما برگذشت از سر خاک
پای بر اوج نه فلک بگذاشت
رفت آنجا که وهم راه نداشت
رفت جایی که بود فوق وجود
غرق گردید در هوالموجود
در فروغ جمال ذوالمننش
لرزه افتاده بود بر بدنش
خالق لم یزل نگاهش داشت
دست رحمت به شانه اش بگذاشت
تو برای شکستن بت ها
پا نهادی به جای دست خدا
تو نبی را تمام جان و تنی
تو به دوش رسول بت شکنی
تو فراتر ز وهم هر بشری
حیدری یا خلیل بی تبری
هر بتی کز ارادة تو شکست
یا علی گفت و دل به مهر تو بست
همه بت ها به سجده افتادند
همه برتو سلام می دادند
جز تو نفس نفیس احمد کیست
ساقی کوثر محمد کیست
به تو رفعت گرفت میکاییل
زتو تعلیم یافت جبراییل
تو درخشنده ای چو بدر به بدر
تو شرف داده ای به لیلة قدر
تو نود زخم در احد دیدی
باز دور رسول گردیدی
تو همانا حیات قرآنی
آل عمران و نور و فرقانی
کرم از بذل تو کرم گردید
حرم از فیض تو حرم گردید
تو خدا را به چشم دل دیدی
تو به قرآن حیات بخشیدی
تو به هر عصر رهبر همه ای
تو همانا امام فاطمه ای  سلام الله علیها
تو تمام علوم را زبری
تو هماره ز علم پیشتری
تو همان شمع انجمن هایی
همه جا بین جمع تنهایی
تو همان راز ناشناخته ای
که همه خلق را شناخته ای
نخل ها تشنة دعای تو اند
چاه ها عاشق صدای تو اند
شمع معراج مصطفایی تو
یا چراغ خرابه هایی تو
هم کلام خدای حی قدیر
هم نشین و رفیق پیر فقیر
مهر تو می برد زدشمن دل
کرده بودی سفارش قاتل
تا گل از قلب خاک می روید
مسجد کوفه یا علی گوید
مهربانی همان سلالة توست
گل زخم هزار سالة توست
عدل و آزادگی رسالت توست
باعث قتل تو عدالت توست
عدل را داده ای تو استقلال
به دلیل چراغ بیت المال
گرچه فرقت شکافت تا ابرو
مسجد از خون تو گرفت وضو
به دعا دادی از دعا پرواز
به نمازت نماز برد نماز
به تو توحید و عدل زیست علی
به تو شمشیر خون گریست علی
آسمان خسته بود از غم تو
زخم شمشیر گشت مرهم تو
همه مشتاق وصل یار شدی
تا به شمشیر رستگار شدی
خون تو اشک چشم بینش بود
زخم تو زخم آفرینش بود
داغ تو داغ انبیا همه بود
داغ قرآن و داغ فاطمه سلام  الله علیها بود
ای فلک مسند خرابه نشین
ای همه آسمان به خاک زمین
نان و خرما به دوش در دل شب
فقرا را چراغ محفل شب
آن یتیمی که دل به مهر تو باخت
پدرش بودی و تو را نشناخت
به تو و غربتت قسم مولا
ناشناسی هنوز هم مولا
تا نفس از نهاد برخیزد
اشک "میثم" به مقدمت ریزد


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/٥/۳۱ توسط محمد هادی مرادی

یک گل ز گلزار حسین در بزم جانان میرود

از بهر جانبازی حق اکبر بمیدان میرود

چون دید بابش بی معین گردیده در آن سرزمین

بهر قتال مشرکین با لعل عطشان میرد

آن سر و قد نوجوان چون شد بسوی دشمنان

بابش بدنبالش روان با چشم گریان میرود

جان پدر بود آن پسر با چهرة همچون قمر

گوئی که در چشم پدر آن جسم چون جان میرود

آن اکبر فرخنده خو، آن گلعذار مشگبو

بر عزم هیجا با عدو چون شیر غرّان میرود

از قبّه کرب و بلا ار آن بود عرش خدا

فریاد آل مصطفی تا عرش رحمان میرود

طوطی بکن ورد زبان بر عارفان حق بخوان

یک گل زگلزار حسین در بزم جانان میرود


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/٩/٢٠ توسط محمد هادی مرادی

تا کفن بر قد وبالای رسایت کردم

سوختم وز دل و پر درد دعایت کردم

آخرین توشه ام از عمر تو این بود علی

که غم انگیز نگاهی زقفایت کردم

توزمن آب طلب کردی ومن سوزی

که چرا تشنه لب از خویش جدایت کردم

گر کمی آب نبودم که رسانم به لبت

داشتم اشکی و ایثار به پایت کردم

نگشودی لب خود هر چه ترا بوسیدم

نشنیدم سخنیهر چه صدایت کردم

پدرت را نبود بعد تو امید حیات

جان من بودی و تقدیم خدایت کردم

یارب این دشت بلا این من و این اکبر من

هر چه را داشتم ای دوست فدایت کردم

آن خلیلم که ذبیحم نکند فدیه قبول

وین ذبیحی است که قربان به منایت کردم

ای مؤید چو ترا بنده مخلص دیدم

دگر از بندگی غیر رهایت کردم


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/٩/٢٠ توسط محمد هادی مرادی

اى که خورشید لقایت کرده عالم را منوّر

ذرّه کى بتوان کند وصف ثنایت یا ابوالفضل

مصطفى را جان نثارى مرتضى را یادگارى

جان من جان جهان بادا فدایت یا ابوالفضل

در لجه خون چرا نشستى عباس

بر یارى من برآر دستى عباس

دستى به کمر گرفته و مى گویم

رفتى کمر مرا شکستى عباس

به آبت خصم برده رشک ای مشک


مبادا که بریزی اشک ای مشک
مرا در تشنگی بگذار اما

بمان تا خیمه ها ای مشک ای مشک

 

چرا به خاک افتادی؟


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/٩/٢٠ توسط محمد هادی مرادی

 

یـا ابـوفـاضـل تـو جـانـبـاز ره قـرآن و دیـنــی

راحـت جــــان عــــــــلـی نــور دل ام الــبـنـیـنـی

سـاقـی لـب تـشـنـه گان و سرپرست کودکانی

پـیـشـتـاز لـشـگـر اسـلام چـون حـبـل الـمـتـیـنی

تـو عـلـمـدار حـسـیـنی شیر حق را نور عینی

در شجـاعـت در رشـادت چـون امـیـرالمومنینی

مـصـطـفی را جان نثاری مرتضی را یادگاری

عــبـد صـ‍الـح پـیـرو فـرمـان رب الـعـالـمـیــنی

ایـکـه از خـیـل بـنی هاشم توئی والا و افضل

ارشـد و بـا صـولـت و قـامـت رسـا و مـه جبینی

مـرد هـمـت مـرد عـزت مـرد تقوی و فضیلت

عـاشـق حـق وحـقـیـقـت مـظـهـ‍رصدق و یقینی

پــاسـدار خـیـمـه هـا فـرمـانـده کــل قــوائــی

تـو بـمـیـدان یـلـی دشـمـن شـکـار و بی قرینی

گـاه سـقـا و گـهـی فـرمـانـده شـب زنده داری

گــاه چـون پـروانـه بـر گـرد حـریـم شـاه دیـنـی

تـو بـدربـار حـسـیـنـی کـارسـاز و رهـگشایی

تـو طـبـیـب درد بـیـدرمــــان و یــار دلـغـمـیـنـی

سـر بـه تسلیم ستمگر کی نهی ای پور حیدر

تـو امـیـر لـشـگـر فـرزنـد خـتــم الـمـرسـلـیـنـی

ایـکـه دسـت از دامـن فـرزنـد زهرا برنداری

ویـکـه تـو ثـابـت قـدم در خـدمـت و عزم آهنینی

ایـکـه دسـتـانـت جـدا شـد در ره دیـن مـحـمد

حق دو بالت داده چون طیار و با وی هم قرینی

از فـداکـاری تــو مـانـنـد هـفـتـاد و دو مــلـت

چـون دلـیـر و کاردان شیرافکن و شورآفـرینی

تـشـنـه جـان دادی لـب دریــا ایــا مـیـر دلاور

ایـکـه در مـیـثـاق و پـیمان صاحب عزم متینی

بانگ ادرک یا اخایت شد بلند از سوی میدان

رس بـدادم ایـکـه بـر من سرور و مولای دینی

در کـنـار عـلـقـمـه آمـد حـسـین و دید جسمت

گشته از زین واژگون و نقش بر روی زمینی

گـفـت پـشـتـم شـد دو تـا از ماتمت جان برادر

ایـکـه سـاقـی بـهـر طـفـلان حـریـم یـا و سینی

یـا ابـوفـاضـل


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/٩/٢٠ توسط محمد هادی مرادی

سرباز اسلامم سردار عاشورا

دستم گره بگشود از کار عاشورا

شاگرد ممتاز دبستان حسینم

با چشم و دست و سر نگهبان حسینم

عمرى بود کز جان ، کردم نگهدارى

تا در رهش امروز، سازم فداکارى

جان بر کف و قربانى جان حسینم

با چشم و دست و سر نگهبان حسینم

لب تشنه آبم امّا نه از دریا

آبى که نوشاند در کام من زهرا

من جعفر طیار یاران حسینم

با چشم و دست و سر نگهبان حسینم

وقتى مرا دیگر بگذشت آب از سر

آب ارچه نوشیدم از دست پیغمبر

شرمنده باز از کام عطشان حسینم

با چشم و دست و سر نگهبان حسینم

من ماه و او خورشید در چرخ توحید است

ماهى که سرگردان در گرد خورشید است

یک قطره از دریاى احسان حسینم

با چشم و دست و سر نگهبان حسینم

فرقم اگر بشکست شد خاک راه او

دستم اگر افتاد شد بوسه گاه او

سر تا قدم دست بدامان حسینم

با چشم و دست و سر نگهبان حسینم


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/٩/٢٠ توسط محمد هادی مرادی


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/٩/٢٠ توسط محمد هادی مرادی

 

ساقی تشنه لب کرب و بلا واعطشا

قحط آب است در این صحرا واعطشا

کودکان جمله نهادند دل خویش به خاک

می رود ناله دل ها به سما واعطشا

گرچه ای ساقی طفلان تو زما تشنه تری

نگهی کن به لب تشنه ما وا عطشا

داده است اصغر بی شیر زگهواره پیام

کی عمو واعطشا واعطشا واعطشا

ای زطفلی شده آب آور نهضت مپسند

بلبل فاطمه افتد ز نوا واعطشا

ای به شیریت زده شیر خدا بوسه بدست

دست بر یاری عطرت بگشا وا عطشا

دست اطفال دل شب که بالا می رفت

همه در حق تو کردند دعا واعطشا

حاجران را ز عطش خشک شده زمزم چشم

ای لبت زمزم خشک شهدا واعطشا

مشک بی آب و لب خشک و دو چشم تر ما

با تو اند ای پسر شیر خدا واعطشا

سعی کن ای به فدای تو وسعیت

خیمه ها مروه فرات است صفا واعطشا


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/٩/٢٠ توسط محمد هادی مرادی

 

لاف و یوسفم را هر دو در بازار گم کردم

گل زهرائی ام را من در این گلزار گم کردم

بر آن بودم دل شیدا کنم در گیسویش پیدا

خدایا با چه کس گویم دل و دلدار گم کردم

اناالحق گوی می گردم به دنبال خم زلفش

سیه روزی تماشا کن طناب دار گم کردم

چه پیش آمد که در گودال زیر نیزه ها امروز

گلم را در زمان واپسین دیدار گم کردم

بگو یارا چرا صحرا ز عطر یاس لبریز است

همان یاسی که من بین در و دیوار گم کردم

بیا مادر که هم دردیم یادم هست می گفتی

که راه خانه را در کوچه چندین بار گم کردم


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/٩/۱٩ توسط محمد هادی مرادی

شاید اونقدر بدم که لایق گدایی نیستم


شاید از سرگناهام دیگه کربلایی نیستم

شاید اینکه دورم از تو واسه من یه امتحانه
 
من قبول دارم ولی دل میگیره همش بهونه

میدونم ندارم اقا ارزش یه جو محبت
اما اقا دعوتم کن صدقه سر رقیت

دل ما دست اباالفضل جون ما دست حسین
 
بیت الحزان غم ما صحن بین الحرمین

میدونم که صحن پاکت جای ادمای خوبه
دل که این چیزا حالیش نیست در خونتو میکوبه

تو بذار منم بیامو گنبد تو رو ببینم
 
قول میدم نیام تو جلوی حرم بشینم

دلم برا حرمت پر میزنه پر میزنه پر میزنه

یه دیوونه دوباره در میزنه در میزنه در میزنه


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/٩/۱٩ توسط محمد هادی مرادی

آتش گرفته خیمه _ داماد کربلا
سینه به سینه سوز شوم، شعله‌ور شوم

بارانی است دیده خاتون اهل بیت
چشمه به چشمه اشک شوم پرده در شوم

وقتش رسیده است که با گریه بر حسین
چون قصه حسین به عالم سمر شوم

وقتش رسیده است که آیینه‌دار شمس
وقتش رسیده است غلام قمر شوم

دور سر بریده تن پاره علی
پرواز را کبوتر بی‌بال و پر شوم

تشییع دستهای علمدار آب را
وقتش رسیده است که آسیمه سر شوم

وقتش رسیده خطبه شوم، خطبه‌ای بلیغ
وقتش رسیده شعر شوم، شعر تر شوم

وقتش رسیده شاعر و شمشیر و هو! هلا!
وقتش رسیده شیر شوم شیر نر شوم

ماه محرم آمد و محرم شدم به تیغ
آماده‌ام که محرم خون و خطر شوم

با ناله‌ی حضرت سجاد از سحر
تا شام سرخ آمده‌ام، همسفر شوم

ماه محرم است و نماز حسین را
آماده‌ام، حواله اگر شد، سپر شوم


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/٩/۱٩ توسط محمد هادی مرادی

عن النبى (ص) قال: … و هى اطهر بقاع الارض واعظمها حرمة و إنها لمن بطحاء الجنة.

پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله در ضمن حدیث بلندى میفرماید:

کربلا پاک ترین بقعه روى زمین و از نظر احترام بزرگترین بقعه‏ها است والحق که کربلا از بساط هاى بهشت است.(۱)

۲- سرزمین نجات:

قال رسول الله صلى الله علیه و آله: یقبر ابنى بأرض یقال لها کربلا هى البقعة التى کانت فیها قبة الاسلام نجا الله التى علیها المؤمنین الذین امنوا مع نوح فى الطوفان.

 

پیامبر خدا (ص) فرمود: پسرم حسین در سرزمینى به خاک سپرده مى‏شود که به آن کربلا گویند، زمین ممتازى که همواره گنبد اسلام بوده است، چنان که خدا یاران مومن حضرت نوح را در همانجا از طوفان نجات داد .(۲)

۳- مسلخ عشق:

‏قال على علیه السلام: هذا… مصارع عشاق شهداء لا یسبقهم من کان قبلهم ولا یلحقهم من کان بعدهم.

 

حضرت على علیه السلام روزى گذرش از کربلا افتاد و فرمود: اینجا قربانگاه عاشقان و مشهد شهیدان است شهیدانى که نه شهداى گذشته و نه شهداى آینده به پاى آنها نمى‏رسند.(۳)

۴- عطر عشق:

‏قال على علیه السلام: واها لک ایتها التربة لیحشرن منک قوم یدخلون الجنة بغیر حساب. (۴)

 

امیرالمومنین علیه السلام خطاب به خاک کربلا فرمود: چه خوشبویى اى خاک! در روز قیامت قومى از تو به پا خیزند که بدون حساب و بى درنگ به بهشت روند.

قال على بن الحسین علیه السلام: تزهر أرض کربلا یوم القیامة کالکوکب الدرى و تنادى انا ارض الله المقدسة الطیبة المبارکة التى تضمنت سیدالشهداء و سید شباب اهل الجنة.(۵)

 

امام سجاد علیه السلام فرمود: زمین کربلا در روز رستاخیز، چون ستاره مرواریدى مى‏درخشد و ندا مى‏دهد که من زمین مقدس خدایم، زمین پاک و مبارکى که پیشواى شهیدان و سالار جوانان بهشت را در بر گرفته است.

۶- کربلا وبیت المقدس‏:

قال ابوعبدالله علیه السلام: الغاضریة من تربة بیت المقدس.(۶)

 

امام صادق علیه السلام فرمود: کربلا از خاک بیت المقدس است.

۷- فرات و کربلا:

قال ابوعبدالله: ان أرض کربلا و ماء الفرات اول ارض و اول ماء قدس الله تبارک و تعالى…(۷)

 

امام صادق علیه السلام فرمود: سرزمین کربلا و آب فرات، اولین زمین و نخستین آبى بودند که خداوند متعال به آنها قداست و شرافت بخشید.

۸- کربلا کعبه انبیاء:

قال ابوعبدالله علیه السلام: لیس نبى فى السموات والارض و الا یسألون الله تبارک و تعالى ان یوذن لهم فى زیارة الحسین علیه السلام ففوج ینزل و فوج یعرج.(۸)

امام صادق علیه السلام فرمود: هیچ پیامبرى در آسمانها و زمین نیست مگر این که مى‏خواهند خداوند متعال به آنان رخصت دهد تا به زیارت امام حسین علیه السلام مشرف شوند، چنین است که گروهى به کربلا فرود آیند و گروهى از آنجا عروج کنند.

۹- کربلا، مطاف فرشتگان:

‏قال ابوعبدالله علیه السلام: لیس من ملک فى السموات والارض إلا یسألون الله تبارک و تعالى ان یوذن لهم فى زیارة الحسین علیه السلام ففوج ینزل و فوج یعرج.(۹)

 

امام صادق علیه السلام فرمود: هیچ فرشته‏اى در آسمانها و زمین نیست مگر این که مى‏خواهد خداوند متعال به او رخصت دهد تا به زیارت امام حسین علیه السلام مشرف شود، چنین است که همواره فوجى از فرشتگان به کربلا فرود آیند و فوجى دیگرعروج کنند و از آنجا اوج گیرند.

‏قال ابوعبدالله علیه السلام: موضع قبرالحسین علیه السلام ترعة من ترع الجنة.(۱۰)

 

امام صادق علیه السلام فرمود: جایگاه قبر امام حسین علیه السلام درى از درهاى بهشت است.

۱۱- کربلا حرم امن‏:

قال ابوعبدالله علیه السلام: ان الله اتخذ کربلا حرما آمنا مبارکا قبل ان یتخذ مکة حرماً.(۱۱)

امام صادق (ع) فرمود: به راستى که خدا کربلا را حرم امن و با برکت قرار داد پیش از آن که مکه را حرم قرار دهد.( شایان ذکر است منظور از این روایت درعالم بالا می باشد که قبل از مکه، کربلا حرم امن الهی قرار گرفت.)

۱۲- زیارت مداوم:

‏قال الصادق علیه السلام: زوروا کربلا ولا تقطعوه فان خیر أولاد الانبیاء ضمنته…(۱۲)

 

امام صادق (ع) فرمود: کربلا را زیارت کنید و این کار را ادامه دهید، چرا که کربلا بهترین فرزندان پیامبران را در آغوش خویش گرفته است.

۱۳- بارگاه مبارک:

‏قال الصادق علیه السلام: « شاطى‏ء الوادى الایمن» الذى ذکره الله فى القرآن،( قصص/۳۰) هو الفرات و« البقعة المبارکة» هى کربلا. (۱۳)

امام صادق (ع) فرمود: آن « ساحل وادى ایمن» که خدا در قرآن یاد کرده فرات است و « بارگاه با برکت» نیز کربلا است.

۱۴- شوق زیارت:

‏قال الامام باقرعلیه السلام: لو یعلم الناس ما فى زیارة قبرالحسین علیه السلام من الفضل، لماتوا شوقاً.(۱۴)

 

امام باقرعلیه السلام فرمود: اگر مردم مى‏دانستند که چه فضیلتى در زیارت مرقد امام حسین علیه السلام است از شوق زیارت مى‏مردند.

۱۵- حج مقبول و ممتاز:

قال ابوجعفرعلیه السلام: زیارة قبر رسول الله صلى الله علیه و آله و زیارة قبور الشهداء، و زیارة قبرالحسین بن على علیهما السلام تعدل حجة مبرورة مع رسول الله صلى الله علیه و آله.(۱۵)

 

امام باقر علیه السلام فرمودند: زیارت قبر رسول خدا (ص) و زیارت مزار شهیدان، و زیارت مرقد امام حسین علیه السلام معادل است با حج مقبولى که همراه رسول خدا (ص) بجا آورده شود.

۱۶- تولدى تازه‏:

عن حمران قال: زرت قبرالحسین علیه السلام فلما قدمت جاء نى ابو جعفر محمد بن على علیه السلام … فقال علیه السلام ابشر یا حمران فمن زار قبور شهداء آل محمد (ص) یرید الله بذلک وصلة نبیه حرج من ذنوبه کیوم ولدته امه.(۱۶)

حمران مى‏گوید هنگامى که از سفر زیارت امام حسین (ع) برگشتم، امام باقرعلیه السلام به دیدارم آمد و فرمود: اى حمران! به تو مژده مى‏دهم که هر کس قبور شهیدان آل محمد (ص) را زیارت کند و مرادش از این کار رضایت خدا و تقرب به پیامبر(ص) باشد، از گناهانش بیرون مى‏آید مانند روزى که مادرش او را زاده است.

۱۷- زیارت مظلوم‏:

عن ابى جعفر و ابى عبدالله علیهماالسلام یقولان: من احب أن یکون مسکنه و مأواه الجنة، فلا یدع زیارة المظلوم.(۱۷)

 

از امام باقر و امام صادق علیهماالسلام نقل شده که فرمودند: هر کس که مى‏خواهد مسکن و مأوایش بهشت باشد، زیارت مظلوم – امام حسین- را ترک نکند.

۱۸- شهادت و زیارت‏:

قال الامام الصادق علیه السلام: زوروا قبرالحسین علیه السلام ولا تجفوه فانه سید شباب أهل الجنة من الخلق و سید شباب الشهداء.(۱۸)

 

امام صادق (ع) فرمود: مرقد امام حسین علیه السلام را زیارت کنید و با ترک زیارتش به او ستم نورزید، چرا که او سید جوانان بهشت از مردم و سالار جوانان شهید است.

۱۹- زیارت، بهترین کار:

قال ابوعبدالله علیه السلام: زیارة قبرالحسین بن على علیهماالسلام من أفضل ما یکون من الأعمال.(۱۹)

 

امام صادق (ع) فرمود: زیارت قبر امام حسین علیه السلام از بهترین کارهاست که مى‏تواند انجام یابد.

۲۰- سفره‏هاى نور:

قال الامام الصادق علیه السلام: من سره ان یکون على موائد النور یوم القیامة فلیکن من زوارالحسین بن على علیهماالسلام.(۲۰)

 

امام صادق (ع) فرمود: هر کس دوست دارد روز قیامت، بر سر سفره‏هاى نور بنشیند باید از زائران امام حسین علیه السلام باشد.

۲۱- شرط شرافت:

‏قال الصادق علیه السلام: من اراد ان یکون فى جوار نبیه و جوارعلى و فاطمه علیهم السلام فلا یدع زیارة الحسین علیه السلام. (۲۱)

 

امام صادق (ع) فرمود: کسى که مى‏خواهد در همسایگى پیامبر(ص) و در کنارعلى (ع) و فاطمه (س) باشد زیارت امام حسین (ع) را ترک نکند.

‏قال ابوعبدالله علیه السلام: لو ان احدکم حج دهره ثم لم یزرالحسین بن على علیهماالسلام لکان تارکا حقا من حقوق رسول الله (ص) لان حق الحسین فریضة من الله تعالى واجبه على کل مسلم.(۲۲)

 

امام صادق (ع) فرمود: اگر یکى از شما تمام عمرش را احرام حج ببندد اما امام حسین علیه السلام را زیارت نکند حقى از حقوق رسول خدا (ص) را ترک کرده است؛ چرا که حق حسین (ع) فریضه الهى و بر هر مسلمانى واجب و لازم است.

۲۳- کربلا کعبه کمال:

‏قال ابوعبدالله علیه السلام: من لم یأت قبرالحسین علیه السلام حتى یموت کان منتقص الایمان منتقص الدین، ان ادخل الجنة کان دون المؤمنین فیها.(۲۳)

 

امام صادق (ع) فرمود: هر کس به زیارت قبر امام حسین (ع) نرود تا بمیرد، ایمانش ناتمام و دینش ناقص خواهد بود به بهشت هم که برود پایین تر از مومنان در آنجا خواهد بود.

۲۴- از زیارت تا شهادت:

‏قال ابوعبدالله علیه السلام: لا تدع زیارة الحسین بن على علیهماالسلام و مُرّ أصحابک بذلک یمدالله فى عمرک و یزید فى رزقک و یحییک‏ الله سعیدا ولا تموت الا شهیدا.(۲۴)

 

امام صادق (ع) فرمود: زیارت امام حسین علیه السلام را ترک نکن و به دوستان و یارانت نیز همین را سفارش کن! تا خدا عمرت را دراز و روزى و رزقت را زیاد کند و خدا تو را با سعادت زنده دارد و نمیرى مگر با شهادت.

۲۵- حدیث محبت‏:

عن ابى عبدالله قال: من اراد الله به الخیر قذف فى قلبه حب الحسین علیه السلام و زیارته و من اراد الله به السوء قذف فى قلبه بغض الحسین علیه السلام و بغض زیارته.(۲۵)

 

امام صادق (ع) فرمود: هر کس که خدا خیر خواه او باشد محبت حسین (ع) و زیارتش را در دل او مى‏اندازد و هر کس که خدا بدخواه او باشد کینه و خشم حسین (ع) و خشم زیارتش را در دل او مى‏اندازد.

۲۶- نشان شیعه بودن:

‏قال الصادق علیه السلام: من لم یأت قبرالحسین علیه السلام و هو یزعم انه لنا شیعة حتى یموت فلیس هو لنا شیعة و ان کان من اهل الجنة فهو من ضیفان اهل الجنة.(۲۶)

 

امام صادق علیه السلام فرمود: کسى که به زیارت قبر امام حسین نرود و خیال کند که شیعه ما است و با این حال و خیال بمیرد او شیعه ما نیست و اگر هم از اهل بهشت باشد از میهمانان اهل بهشت خواهد بود.

۲۷- سکوى معراج‏:

قال الصادق علیه السلام: من اتى قبرالحسین علیه السلام عارفا بحقه کتبه الله عزوجل فى اعلى علیین.(۲۷)

 

امام صادق (ع) فرمود: هر کس که به زیارت قبر حسین علیه السلام نایل شود و به حق آن حضرت معرفت داشته باشد خداى متعال او را در بلندترین درجه عالى مقامان ثبت مى‏کند.

۲۸- مکتب معرفت:

‏قال ابوالحسن موسى بن جعفرعلیه السلام: أدنى ما یثاب به زائر ابى عبدالله علیه السلام بشط فرات إذا عرف حقه و حرمته و ولایته ان یغفر له ما تقدم من ذنبه و ما تأخز.(۲۸)

 

حضرت امام موسى کاظم علیه السلام فرمود: کمترین ثوابى که به زائر امام حسین علیه السلام در کرانه فرات داده مى‏شود این است که تمام گناهان بخشوده مى‏شود. بشرط این که حق و حرمت ولایت آن حضرت را شناخته باشد.

۲۹- همچون زیارت خدا:

قال الرضا علیه السلام: من زار قبرالحسین (ع) بشط الفرات کان کمن زار الله.(۲۹)

 

امام رضا علیه السلام فرمود: کسى که قبر امام حسین علیه السلام را در کرانه فرات زیارت کند، مثل کسى است که خدا را زیارت کرده است.

۳۰- زیارت عاشورا:

قال الصادق علیه السلام: من زارالحسین علیه السلام یوم عاشورا وجبت له الجنة.(۳۰)

 

امام صادق (ع) فرمود: هر کس که امام حسین علیه السلام را در روز عاشورا زیارت کند بهشت بر او واجب مى‏شود.

۳۱- بالاتر از روسپیدى:

قال ابوعبدالله علیه السلام: من باب عند قبرالحسین علیه السلام لیلة عاشورا لقى الله یوم القیامة ملطخا بدمه کأنما قتل معه فى عرصة کربلا.(۳۱)

امام صادق (ع) فرمود: کسى که شب عاشورا در کنار مرقد امام حسین علیه السلام سحر کند روز قیامت در حالى به پیشگاه خدا خواهد شتافت که به خونش آغشته باشد، مثل کسى که در میدان کربلا و در کنار امام حسین علیه السلام کشته شده باشد.

۳۲- نشانه‏هاى ایمان‏:

قال ابو محمدالحسن العسکرى علیه السلام: علامات المؤمن خمس: صلاة الخمسین، و زیارة الاربعین، والتختم فى الیمین، و تعفیر الجبین والجهر ببسم الله الرحمن الرحیم.(۳۲)

 

امام حسن عسکرى علیه السلام فرمود: نشانه‏هاى مؤمن پنج چیز است: ۱ ـ پنجاه رکعت نماز( نماز یومیه و نمازهای نافله) ۲ ـ زیارت اربعین ۳ ـ انگشتر به دست راست کردن ۴ ـ بر خاک سجده کردن ۵ ـ بسم الله الرحمن الرحیم را در نماز بلند گفتن.

۳۳- رواق منظر یار:

قال رسول الله (ص): الا و ان الإجابة تحت قبته والشفاء فى تربته، و الائمة علیهم السلام من ولده.(۳۳)

 

پیامبر خدا(ص) فرمود: بدانید که اجابت دعا، زیر گنبد حرم او و شفاء در تربت او، و امامان علیهم السلام از فرزندان اوست.‏

۳۴- تربت و تربیت:

‏قال الصادق علیه السلام: حنکوا اولادکم بتربة الحسین (ع) فإنها امان.(۳۴)

 

امام صادق (ع) فرمود: کام کودکانتان را با تربت حسین (ع) بردارید چرا که خاک کربلا فرزندانتان را بیمه مى‏کند.

۳۵- بزرگترین دارو:

قال ابوعبدالله علیه السلام: فى طین قبرالحسین علیه السلام الشفاء من کل داء و هو الدواء الاکبر.(۳۵)

 

امام صادق (ع) فرمود: شفاى هر دردى در تربت قبر حسین علیه السلام است و همان است که بزرگترین داروست.

۳۶- تربت و هفت حجاب‏:

قال الصادق علیه السلام: السجود على تربة الحسین علیه السلام یخرق الحجب السبع.(۳۶)

امام صادق (ع) فرمود: سجده بر تربت حسین علیه السلام حجابهاى هفتگانه را پاره مى‏کند.

۳۷- سجده بر تربت عشق:

‏کان الصادق (ع) لا یسجد الا على تربة الحسین (ع) تذللا لله و إستکانة الیه.(۳۷)

 

رسم حضرت امام صادق (ع) چنین بود که: جز بر تربت حسین (ع) به خاک دیگرى سجده نمى‏کرد و این کار را از سر خشوع و خضوع براى خدا مى‏کرد.

۳۸- تسبیح تربت:

قال الصادق (ع): السجود على طین قبرالحسین (ع) ینور الى الارض السابعة و من کان معه سبحة من طین قبرالحسین (ع) کتب مسبحا و ان لم یسبح بها…(۳۸)

امام صادق (ع) فرمود: سجده بر تربت قبر حسین (ع) تا زمین هفتم را نور باران مى‏کند و کسى که تسبیحى از خاک مرقد حسین (ع) را با خود داشته باشد، تسبیح گوى حق محسوب مى‏شود، اگر چه با آن تسبیح هم نگوید.

۳۹- تربت شفا بخش:

عن موسى بن جعفرعلیه السلام قال: ولا تأخذوا من تربتى شیئا لتبرکوا به فأن کل تربة لنا محرمة الا تربة جدى الحسین بن على علیهماالسلام فأن الله عزوجل جعلها شفاء لشیعتنا و أولیائنا.(۳۹)

 

حضرت امام کاظم (ع) در ضمن حدیثى که از رحلت خویش خبر مى‏داد فرمود: چیزى از خاک قبر من برندارید تا به آن تبرک جویید؛ چرا که خوردن هر خاکى جز تربت جدم حسین (ع) بر ما حرام است، خداى متعال تنها تربت کربلا را براى شیعیان و دوستان ما شفا قرار داده است.

۴۰- یکى از چهار نیاز:

قال الامام موسى الکاظم (ع): لا تستغنى شیعتنا عن أربع: خمرة یصلى علیها و خاتم یتختم به و سواک یستاک به و سبحة من طین قبر أبى عبدالله علیه السلام… (۴۰)

حضرت امام موسى بن جعفر علیهماالسلام فرمود: پیروان ما از چهار چیز بى‏نیاز نیستند:

۱ ـ سجاده‏اى که بر روى آن نماز خوانده شود.

۲ ـ انگشترى که در انگشت باشد.

۳ ـ مسواکى که با آن دندانها را مسواک کنند.

۴ ـ تسبیحى از خاک مرقد امام حسین (ع)


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/٩/۱٩ توسط محمد هادی مرادی

امام سجاد مى فرماید: على (ع ) از کربلا عبور مى کرد، در حالى که چشمانش ‍ پر از اشک شده بود، فرمود: این جا محل زانو زدن شتران آن ها است . و این جا محل انداختن بارهاى آن ها است . و در این جا خون آن ها ریخته مى شود، خوشا به حال خاکى که در آن خون دوستان ، ریخته مى شود!
امام باقر(ع ) مى فرماید: على
(ع ) با مردم مى رفت تا به یک یا دو میلى کربلا رسیدند، حضرت جلوتر از مردم رفت و جایى را طواف کرد که به آن )مقذفان( مى گفتند. فرمود:در اینجا دویست پیامبر و دویست سبط پیامبر کشته شده است و همه آنها شهید بودند. و این جا مرکب ها را مى خوابانند و اینجا شهدا به خاک مى افتند که هیچ کس قبل از آنها مثل ایشان نبوده و در آینده نیز هیچ کس نمى تواند مانند آن ها باشد


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/٩/۱۸ توسط محمد هادی مرادی

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/٩/۱۸ توسط محمد هادی مرادی